تبلیغات
دختران شاد - کی لی لی لی ....حاجیامون اومدند :X:X:
چهارشنبه ساعت 11:30 به صورت کاملا غیر مترقبه مرخصی گرفتم و با آژانس رفتم خونه .. تو راه مامانم تماس گرفت که بپرسه امروز کی میرم خونه تا بهش گفتم تو راهم کلی خوشحال شد ..قربونش برم .. آخه هواپیما مسافرامون یا بهتر بگم حاجیامون ساعت 1:30 تو فرودگاه می نشست 
چهارشنبه دو هفته پیش  مامانم اینا از کربلا اومدند و دقیقا یکشنبه بعدش بابا بزرگ و مامان بزرگم (مادری) عازم مدینه بودن
به یکسری دلایلی نتونستم واسه بدرقه شون برم..دیگه با عسلی کلی برنامه ریختیم حتما واسه استقبال بریم
مامانم که بعدا فهمید کلی خوشحال شد
پدر مادریم رو من خیلی دوست دارم اگه بگم بابای دومم ِ  دروغ نگفتم ..
وقتی مریض میشدم و بابام سرکار بهش مرخصی نمی دادن بابابزرگم که ماشین هم داشت می یومد دنبالم و من می برد  دکتر و بیمارستان ... یکسری مسموم شده بودم و  اونقدر حالم بد بود   که تا لبه پرتگاه رفتم هاااااااا      تازه کوچولو که بودم تابستونا همش خونه بابابزرگم پیش خاله هاو دایی هام بودم ... اصلا یه احساسی به این بابا بزرگم دارم که به هیچ کس دیگه ای ندارم اینقدر دوستش دارم ...برای دیدنش لحظه شماری می کردم .. به دلیل یکسری مسائل مدتها ندیده بودمش ... خدا برامون حفظش کنه
خلاصه ساعت 1 دایی کوچیکم از سرکار اومد خونه ما و با هم رفتیم فرودگاه 2 تا دایی دیگه ام هم اومدند و دسته گل و اینا و منتظر بودیم
هواپیما دقیق ساعت 1:30 نشست و لی ساعت 2 بود که مسافرا رویت شدند
وقتی بابابزرگ و مامان بزرگم رو دیدیم هممون اشکامون گوشه چشمامون بود ....گفتم خیلی وقت بود ندیده بودمشون .. خیلی شکسته شده بودن (قربونشون برم) مامان بزرگم رو کلی بغل کردم ولی بابا بزرگم رو نه .. نمی دونم چرا نمی تونستم تا اینکه دیدیم عسلی پریده بغلش .. منم که دور ایستاده بودم و این صحنه رو ددیم زورم اومد رفتم سمتشون و بلند گفتم پس من چی.. برای اولین 
بار بعد از مدتها کلی بابا بزرگم رو بغل کردم .... ولی سیر نشدم ها خیلی برام عزیزه
این چند ساله هممون کلی سختی کشیدیم ...امیدوارم به برکت این سفرشون این سختیا مخصوصا این دو تا عزیزم کم بشه ...

یکسری از عکسهای نامبر وان ام (اعتماد به نفس رو دارین)  رو می گذارم که خودم عاشقشونم
ولی قبلش باخت سنگین تیکی تاکا ها ( بارسا و رئال ) رو تسلیت می گم
با اینکه ارادت خاصی به مورینیو دارم ولی کیف کردم دیشب دورتموند مثل قطاری از روی رئال رد شد و کریس رونالدو هم نتونست  کاری انجام بده
به افتخار تیمهای آلمانی ... همون روز اول من به بابام گفتم فینال تمام آلمانیه .. مسخره ام می کرد .. از دیشب تا حالا هم تحویل نمی گیره ..
ندا می خواد شیرینی برد دورتموند رو بده ...ولی بابام که کم نمی یاره (بچه آبادانِ دیگه)  میگه برگشت حالیتون می کنیم

دیگه بریم سراغ عکسها
یه نمایی از حیاتمون ... دختر مامانم گل داده .. منظور یاسمون هست .. آخه نمی دونید عشق مادری هستش .. هرروز صبح نازش می کنه تا اونجا که ما دچار کمبود محبت شدیم



 


 
عکس بعدی نمایی از فواره های  پارک فیل هستش ... به این دلیل اسم فیل رو براش گذاشتن که بین اسباب بازی هاش یک سرسره به شکل فیل داره .. موقعی که من 3- 4 ساله ام بود  این فیل رو ساختن ..



به مامانم میگم  چقدر فیل کوچیک شده قبلا تا زانوی فیل هم نمیرسیدم با خنده می گه  خب تو بزرگ شدی .. هنوز یادمه کلی کله ام رو می بردم بالا تا کل فیل رو ببینم (دیگه ببخشید عکس اینطوریه .. یه آدم بی فرهنگی اسمش رو روی فیل نوشته )



منظره بعدی ... مربوط به مجموعه تفریحی دریاچه ست


اینجا توی حیاط نهار می خوردیم .. نهار ماهی کبابی بود .. موقع نهار صورتم رو بر گردوندم دیدم یه گربه مستقیم بهم زل زده .. منم کُپ .. عسل که خیلی از گربه می ترسه یه دادی زد ..گربه هم پررو از جاش جُم نمی خورد که  تا اینکه بابام بیرونش کرد .. دلم براش سوخت .. آخرای نهار بود باقیمانده ماهی ها رو داییم برد براشون بیرون بریزه که اومد گفت گربه  تو کوچه زیر ماشین نشسته منم دوربین رو برداشتم و بدو ... گربه دقیقا به لنز خیره شده بود ولی نامرد تا عکس گرفتم روش رو برگردوند




و اما عکس آخر بدون شرح ....




طبقه بندی: روزی خاطره می شه، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 توسط happygirl | نظرات()
حدیثی
سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 11:20 ق.ظ
سلام خوبی مهندس؟
ببخشید مطلبو چند روز پیش خوندم ولی نشد نظرو هم همون موقع بذارم...!
به سلامتی
رسیدنشون به خیر عزیزم
چقدر خوبه آدم بره فرودگاه استقبال عزیزاش
ایول عسلی که یخ همه رو بالاخص تو رو آب کرد...
این کَـــل ِ فوتبال با بابات هم خیلی بامزه ست!!! :دی
عکسا هم که مثل همیشه حرف ندارن
واااااااااااااااای مینوویی من گل یاس خیلی دوووووووووست می داااااااااارم
عکس پارک هم که به همراه اینجانب
عکس آخر خیلی ناز نازیه
راستی چه خبر کم پیدا؟
پاسخ happygirl : به عزیز دل
اخشال (همون اشکال خودمون) نداره
سلامت باشی عزیزم
آره حدیث ... خیلی خووبه
:D
امشب بازی برگشتِ .. اوجِ کلِ ماستـــــــــــــــ
مرسی عزیزم
اونم تو رو دوست داره
بــــــــــــله .. انگار دیروز بود باهم رفتیم پارک نه یک ماه پیش ... چه زود گذشت
مرسی عزیزم
خبری نیست جز سلامتی گلم :X :x :*
دلم برات تنگ شده عزیزم
امین
جمعه 6 اردیبهشت 1392 11:51 ب.ظ
با سلام خدمت دوست گرامی
امیدوارم حالتون خوب باشه
چشما روشن، ایشالا خدا براتون نگه داره
و همیشه سایشون بالا سرتون
اون بخش فوتبالیتو بیشتر پسندیدم
عکسها هم عالین مثل همیشه
عکس 2 بیشتر پسندیدم
موفق باشین
پاسخ happygirl : سلام
انشالله.... مرسی....
ممنون که اومدین
حرفایی ازجنس امید
جمعه 6 اردیبهشت 1392 09:32 ب.ظ
سلام..چشمت روشن خانومی..خوش اومدن
عجب عکسای جالبی..بازم بذار
پاسخ happygirl : سلام.... مرسی عزیزم

ممنون که اومدی
عاطفه
جمعه 6 اردیبهشت 1392 08:23 ب.ظ
سیلام مینو خانوم
حالا صدام نمیاد دیگه آره؟
گفته باشم 50 50 سوغاتی ها رو نصف نکنی میام وبت رو هک می کنم نپرس چجوری که خودم هم نمیدونم
پاسخ happygirl : علیک سیلام عاطفه خانم :D
نمیدونم چی شد عاطی امروزا خط ها مشکل دارن
چجوریش مهم نیست فقط عاطی اگه می تونی بیا این لطف رو در حقم بکن :p مردم از وابستگی:D فقط قبلش،بگو یه بک آپ بگیرم
خندهههههههههه
طاهره
جمعه 6 اردیبهشت 1392 12:19 ب.ظ
زیبا بوووووووووووووووود
عاطفه
پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 09:47 ب.ظ
سلام عزیزدلم
اول یک عرض خواهی بهت بدهکارم چون دیر به دیر سر میزنم باور کن اینقدر سرم شلوغه که نگو از بروز رسانی هام معلومه دیگه اینقدر این روزها درس دارم و هر درسی هم برای خودش یک نوع کلمه لاتین اختصاصی داره این کلمه ها حفظ کردنشوت پوستم رو کنده دیگه لهجه ام تویه خونه عوض شده نمیدونم زبون مادریم رو یاد بگیرم یا زبون آفت شناسی و اکولوژی و گیاه شناسی و...... خلاصه جونم برات بگه درس هامون هنوز جلو نرفته خیلی سختن تازه اول راهم فکر کن ترم 8 هیچی ازم نمی مونه
تبریک می گم عزیزم چشمت روشن مینو خانوم گلم پدر و مادر بزرگ هم به سلامتی برگشتن ایشالا همیشه سلامت باشن و سایه شون رویه سرتون خیلی خوشحال شدم، سوغاتی ها رو تنها تنها نخوریا وایسا منم بیام 50،50 تقسیم کنیم
ممنونم که دعوتم کردی راستی اون سرسره فیله رو که دیدم یاد بچگی هام افتاده آخه ما هم یک فیل همین شکلی تویه پارک محلمون داشتیم که الان بروز رسانی شده بهتر بگم نسلش منقرش شده و جاش رو داده به وسایل امروزی
بازم شرمنده روی ماهت دیر سرزدم
خیلی دوست دارمممممممممممممممم
مواظب خودت باش عزیزم
با مهر و ارادت

پاسخ happygirl : به به خانم کم پیدای عزیز:x
[خنده از ته دل] ...دلم سوخت برات عاطی .. به نظرم همه رو یاد بگیر فقط زبان مادریتو فراموش نکن :D
نه انشالله بعد 8 ترم یه گیاه پزشک متبحر و وارد ازت می مونه :D
50، 50 چی؟ .. کجا .. صدات نمی یاد عاطی ... فکر کنم دیگه آنتن نمی ده :D [زبون]
چه بد نسلش رو منقرض کردن .. یعنی کل خاطراتتون رو منقرض کردن که ...(الان آنتن فول شد)
دشمنت شرمنده
خوشحال شدم اومدی عاطفه
عزیزی:x:*
باران شعور ( محسن )
پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 09:46 ب.ظ
سلام . چرا فکر میکنید از مطالبتون خوشم نمیاد
ماجرای جالبی بود انشالله که حاجیا حجشون مقبول و سلامت باشند چه فیل بزرگی هم تو پارکتون دارید .عکسا هم عالی بود مخصوصا اون گربه که زیر ماشینه عکس متفاوتیه
عکس آخری هم که نیاز به توضیح نداره
گل یاسمونم خیلی خوشگله من هر وقت نت بیام به وب شما و همه دوستان سر میزنم
ممنون از دعوت و پست جالبتون
فعلا با اجازه
پاسخ happygirl : سلام
خب ممکنه حوصله خوندن خاطرات و روزمرگی رو نداشته باشید
مرسی... نه الان فیلِ دیگه بزرگ نیست :D
آره اگه گربه سرش رو بر نمی گردوند متفاوت تر میشد
ممنون
♥ از جنس دلـــــــــ ♥
پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 09:05 ب.ظ
مرسی برای آپ فوق العاده ت ... همه چی توش بود سفر ... بدرقه ... فوتبال و ...
رسیدن ب خیر ... ... خدارو شکر ک ب سلامت برگشتن. هم مامان و بابای عزیزت و هم آقاجون و مامانی عزیزت.( من مامان و بابای مامانم و اینجوری صدا میکنم :D )
عکسا عالی بودن ...
گل یاس تون رو ب جای منم بوووووووو کن . عطرش محشره .
سلام و ارادت منو خدمت مامان عزیزت ابلاغ کن بیزحمت چون ماه تولدش با من یکیه دیگه عاشق مامانت شدم :D

من از عکس پیشیه خیلی خوشم اومد ... عاشق گربه م ... پیشیه خودمم شکل همین بود ک مرد. یاد اون افتادم.

ببخش پر حرفی کردم.

شاد باشی مینوی عزیزم. :X :*
پاسخ happygirl : مرسی مهدیسی
امروزا عجیب هوا خنک .. اول صبح که در خونه رو باز می گذاریم باد عطرشو می یاره تو خونه .. اصلا یه چیزیه غیر قابل وصف :D
:D
اِ اِ تو پیشی داشتی و این شکلی بوده پس خوشکل بوده ...منم حیوون ها رو دوست دارم ولی برعکس تو جرات دست زدن و نگهداری شونو ندارم قضیه همون دوری و دوستی :D
ممنون که اومدی مهدیسی
تو هم همینطور عزیزم :x:x
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
درباره وبلاگ
مرا عهدیست با شادی
که شادی آن من باشد
مرا قولیست با جانان
که جانان جان من باشد
به دستم داد آن سلطان
که بنویسم این فرمان
که تا تخت است و تا عهد است
او سلطان من باشد
اگر هشیار اگر مستم
نگیرد غیر از او دستم
واگر من دست خود خستم
هم او درمان من باشد

*************
برروی بوم زندگی
هرچه که می خواهی بکش
زیبا و زشتش پای توست
تصویر اگر زیبا نبود
نقاش خوبی نیستی
از نو دوباره رسم کن
تصویر را باور نکن
خالق تو را شاد آفرید
آزاد آزاد آفرید
پرواز کن تا آرزو
زنجیر را باور نکن

****************
5 قانون ساده شاد زیستن رو به یاد
داشته باشید:
1)قلبت را از نفرت آزاد کن
2) ذهنت را از نگرانی آزاد کن
3)ساده زندگی کن
4) بیشتر بخشش کن
5)کمتر انتظار داشته باش

*****************
یک هیزم شکن وقتی خسته میشه
که تبرش کند بشه ،
نه اینکه هیزمش زیاد بشه
یادتون باشه تبر ما آدمها باورهامونه
نه آرزوهامون!!!

*****************
شاد شاد باشیــــــد

/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\//\

پیامبر(صل الله علیه و آله) میفرمایند:

"هر کس در کتابی یا نوشته ای بر من صلوات بفرستد ( یعنی صلوات را بنویسد ) تا نام من در آن کتاب هست ملائکه برای او از درگاه حق طلب آمرزش می کنند."

اللهُم صّل علی محمّد و آل محمّد و عجل فرجهم

\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\//
چه قشنگ یک دوست توی بحران بهم گفت :
با خدا راحت باش.
به راحتی نفس کشیدن،
به راحتی آب خوردن.
خدا سخت نمی گیره.
پس خودت سختش نکن.
لا حول و لاقوه الا بالله...
(می نویسم تا یادم باشه همیشه ...)



» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

نمایش آی پی

بیست تولز