تبلیغات
دختران شاد - غرور شاخه !!!
قدم بر چشم های زمین نهاده ای و جهان روشن شد. صفا آورده ای به ماتمکده دل دنیا!
   روشنایی آوردی به شب های بی ستاره اهالی!
   ای ستاره دنباله دار! عشق، امروز، در سایبان مهربانی تو منزل می کند.


   ولادت امام حسن عسکری(ع) مبــــــــــــــــــــــــارک بـــــــــــــــــــــــــــاد



در مقام ادب همین بس که آنچه برای دیگران نمی پسندی، خود از آن دوری کنی

(مسند الامام العسکری، ص288)





******************

غرور یک شاخه !

یک روز گرم، شاخه ای مغرورانه با تمام قدرت خودش را تکاند. به دنبال آن برگ های ضعیف و کم طاقت جدا شدند و آرام بر روی زمین افتادند. شاخه چندین بار این کار را با غروری خاص تکرار کرد. برگی سبز و درشت و زیبا به انتهای شاخه محکم چسبیده بود و همچنان در مقابل افتادن مقاومت می کرد.باغبان تبر به دست داخل باغ در حال گشت و گذار بود و به هر شاخه ی خشک و بی برگی که می رسید آن را از بیخ جدا کرده و با خود می برد.
وقتی باغبان چشمش به آن شاخه افتاد با دیدن تنها برگ آن از قطع کردنش صرف نظر کرد. بعد از رفتن باغبان ، دوباره شاخه مغرورانه با قدرت چندین بار خودش را تکان داد تا اینکه به ناچار برگ با تمام مقاومتی که داشت از شاخه جدا شد و بر روی زمین افتاد.
باغبان در راه بازگشت وقتی چشمش به آن شاخه افتاد، بی درنگ آن شاخه را ار بیخ قطع کرد.شاخه بدون آنکه مجال اعتراض داشته باشد بر روی زمین افتاد.
ناگهان صدای برگ جوان را شنید که می گفت: اگر چه به خیالت زندگی ناچیزم در دست تو بود ولی همین خیال واهی پرده ای بود بر چشمان واقع نگرت که فراموش کنی نشانه حیاتت من بودم.


•   
جی۵ لاین . کام - منبع اصلی: بهشت یا جهنم انتخاب با شماست/ مؤلف : مسعود لعلی/ انتشارات بهارسبز





طبقه بندی: داستان، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 بهمن 1391 توسط happygirl | نظرات()
ارین
دوشنبه 7 اسفند 1391 09:19 ب.ظ

خدایا

دست هایت را به من بده٬٬

دستانت که مال من باشد

دیگر هیچکس مرا دست کم نمی گیرد!!
ارین
جمعه 4 اسفند 1391 02:51 ب.ظ


به پشت سرم نگاه می کنم
شاید هنوز کسی مرا دوست داشته باشد.
اما افسوس...
همه با کاسه ای آب به دست منتظر رفتن من هستند.
لیلا
جمعه 4 اسفند 1391 08:29 ق.ظ
پیش از اینها فکر میکردم خدا
خانه ای دارد میان ابرها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس وخشتی از طلا
پایه های برجش از عاج وبلور
بر سر تختی نشسته با غرور
ماه برق کوچکی از تاج او
هر ستاره پولکی از تاج او
اطلس پیراهن او آسمان
نقش روی دامن او کهکشان
رعد و برق شب صدای خنده اش
سیل و طوفان نعره توفنده اش
دکمه پیراهن او آفتاب
برق تیغ و خنجر او ماهتاب
هیچکس از جای او آگاه نیست
هیچکس را در حضورش راه نیست
پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویر بود
آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان دور از زمین
بود اما در میان ما نبود
مهربان و ساده وزیبا نبود
در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت
هر چه می پرسیدم از خود از خدا
از زمین، از آسمان،از ابرها
زود می گفتند این کار خداست
پرس و جو از کار او کاری خطاست
آب اگر خوردی ، عذابش آتش است
هر چه می پرسی ،جوابش آتش است
تا ببندی چشم ، کورت می کند
تا شدی نزدیک ،دورت می کند
کج گشودی دست، سنگت می کند
کج نهادی پای، لنگت می کند
تا خطا کردی عذابت می کند
در میان آتش آبت می کند
با همین قصه دلم مشغول بود
خوابهایم پر ز دیو و غول بود
نیت من در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا
هر چه می کردم همه از ترس بود
مثل از بر کردن یک درس بود
مثل تمرین حساب و هندسه
مثل تنبیه مدیر مدرسه
مثل صرف فعل ماضی سخت بود
مثل تکلیف ریاضی سخت بود
*****
تا که یکشب دست در دست پدر
راه افتادم به قصد یک سفر
در میان راه در یک روستا
خانه ای دیدیم خوب و آشنا
زود پرسیدم پدر اینجا کجاست
گفت اینجا خانه خوب خداست!
گفت اینجا می شود یک لحظه ماند
گوشه ای خلوت نمازی ساده خواند
با وضویی دست ورویی تازه کرد
با دل خود گفتگویی تازه کرد
گفتمش پس آن خدای خشمگین
خانه اش اینجاست اینجا در زمین؟
گفت آری خانه او بی ریاست
فرش هایش از گلیم و بوریاست
مهربان وساده وبی کینه است
مثل نوری در دل آیینه است
می توان با این خدا پرواز کرد
سفره دل را برایش باز کرد
می شود درباره گل حرف زد
صاف و ساده مثل بلبل حرف زد
چکه چکه مثل باران حرف زد
قیصر امین پور
پاسخ happygirl : من عاشق این شعر امین پور هستم
مرســـــــــــــــــــــــــی عزیزم [بووس]
لیلا
جمعه 4 اسفند 1391 08:28 ق.ظ
سلام لیلی جون
چقدر سوالات زیادن
1-هیچکدام (بازمانده های بدبخت رو زنده زنده برا چی می خواین دفن کنید :D)
2-هیچ کدام(خروس و تخم !!!! :D)
3-هیچ کدام (آپارتمان یک طبقه پله نداره)
4-آره
5-خیر
6-خیر :D (جواب اشتباه بود)
7-هیچکدام
8- 9بار :D
9- خیر
10-هیچکدام
11-هیچکدام (جواب درست آری بود)
12-هیچکدام
13-آری:D
14-خیر
15-هیچکدام
16-هیچکدام
17-خیر (جواب آری بود)
18-خیچکدام (خیلی اینجاش باحال بود خستگیت رو جالب نشون دادی.)
آخیییییییییییییییییییییی.. چه امتحان سختی بود نفسم گرفت:D
ببینم چیکار کردم :::::::::::D نخندی هاااااااااا
=====================
باهوش من.شما iq بالایی دارید.بهتون تبریک می گم.
=====================
پاسخ:

1) هیچ کدام. بازماندگان که زنده هستند نیازی به دفن کردن ندارند.

۲) هیچ کدام.خروس که تخم نمی‌گذارد!

۳)هیچ کدام.آپارتمان یک طبقه که راه پله ندارد!

۴) آری. اگر این سوال را نتوانستید جواب دهید، وای بر شما.دکتر یک خانم جراح است یعنی این شخص مادر پسر است!

۵) خیر، شما پیش از اینکه کیک داشته باشید باید آن را بپزید !

۶) آری،.بپرید و ببینید که خانه شما چقدر می‌پرد!

۷) هیچ کدام. یک کیلوگرم آهن با یک کیلوگرم پنبه به طور دقیق برابر هستند.

۸) هیچ کدام. خودرو به آن مرد تعلق ندارد.

۹) خیر.رنگ خاکستری خواهید داشت.

۱۰) هیچ‌کدام. گرگ پیشتر بالای کوه است.

۱۱) آری، شما فقط از کودکستان دیدن می‌کنید و با همین شرایطی که الان دارید فقط وارد کودکستان شده‌اید.

۱۲) آری، چون که رودخانه‌ها که قادر به شنا کردن نیستند!

۱۳) آری ژانت با یک آقای دیگر که فامیل‌اش اسمیت بوده، ازدواج کرده است.

۱۴) خیر.چون که ممکن است این سریال تکراری باشد و او پیشتر این سریال را دیده باشد.

۱۵) هیچ کدام.شتر مرغ که قادر به پرواز نیست.

۱۶) هیچ کدام. چون که جملات متضاد هم هستند.

۱۷) آری.پنجره یک اختراع قدیمی‌است که به وسیله آن می‌توان پشت دیوار را مشاهده کرد!

۱۸) هیچ کدام.بهتر است که یک نامه عاشقانه را با قلم و کاغذ بنویسید و با شکم نمی‌توان نامه نوشت!
پاسخ happygirl : [عینک دودی]
لیلا
پنجشنبه 3 اسفند 1391 08:29 ق.ظ
امروز بدجوری تب کرده ام...
نمی دانم تب چیست!!!
شاید

عشق...

شاید
دلتنگی
،شاید دیدار...

آی تو...

«تب پیشانی من دست تو را می خواهد...»
لیلا
پنجشنبه 3 اسفند 1391 08:27 ق.ظ
مینو جونم سلام
حیف که نمیشه شکلک گذاشت وگرنه صدتا بوس باست می فرستادم دختر شیطون دوست داشتنی من.

آرزویم این است ؛ نتراود اشك در چشم تو هرگز
مگر از شوق زیاد
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز ؛
وبه اندازه ی هر روز تو عاشق باشی
.. . عاشق
آنكه تو را می خواهد
و به لبخند تو از خویش رها می گردد
و تو را دوست بدارد به همان اندازه
كه دلت میخواهد
پاسخ happygirl : سلام لیلی
بابا من این همه هم دوست داشتنی نیستما
خیلی قشنـــــــــــــــــــــــــــــــــــگ بود عزیزم
مرسی
لیلا
چهارشنبه 2 اسفند 1391 07:47 ب.ظ
دو روزه با دختره رفیق شدی، میپرسه فامیلیت چیه؟ میگی:
میخوای چی کار؟
میگه میخوام ببینم به اسم بچههامون که
انتخاب کردم میاد یا نه!!!
--------------------------------------
به راننده تاکسی میگم سیگارتو خاموش کن به دودش حساسیت دارم، برمیگرده میگه جوونای سن تو کراک میکشن تو به دود سیگار حساسی!
---------------------------------------------
هر بار که صفحه ی فیلترینگ رو دیدم یه صلوات فرستادم! مامانم
میگه همینطور ادامه بدی جات تو بهشته!





پاسخ happygirl : پس خوبه باز این صفحه فیلترینگ به یه دردی می خوره
منم برم تو کار صلوات [زبون]
مرسی گلم
لیلا
چهارشنبه 2 اسفند 1391 07:43 ب.ظ
سلام مینو جون. دختر شاد و مهربون
هر جور دوست داری صدا کن.مینو جون خیلی دوست دارم.
پاسخ happygirl : به لیلی خانوووووووووم
باشه پس همون لیلی هستی شماااااااااااااا
عزیزمییییییییییییییییییییییییییییییییی
♥ از جنس دلـــــــــ ♥
چهارشنبه 2 اسفند 1391 04:55 ب.ظ
ببخش مینو جون همش ی مطلب آپ کردم واسه این خبر ندادم. گفتم چندتا بشه بعد بهت خبر بدم.
واقعا شرمندم.از این ب بعد حتما خبر میدم.
امشب و فردا شبم آپم گفتم جلو جلو خبر بدم ک دعوام نکنی مینو جونم. بووووووووووووس [گل گل گل ]
]چرا نمیشه شکلک گذاشت آخه :(
پاسخ happygirl : خدا ببخشِ
دشمنت شرمنده عزیزم ... کار خوبی می کنی .. الان شدی یه بچه خووووووووووووب [بوووووووس]
آمدی ام جیگر
حدیث
چهارشنبه 2 اسفند 1391 10:13 ق.ظ
کجا همدیگه رو ببینیم؟
پاسخ happygirl : چون تو زودتر می رسی تو بگو
حدیث
چهارشنبه 2 اسفند 1391 10:12 ق.ظ
باشه
خوبه
منم تا 5.30 باشگاهم
زود میرسم
حدیث
چهارشنبه 2 اسفند 1391 09:36 ق.ظ
عصر بریم کجا؟
پاسخ happygirl : می یام میگم بهت عزیزم
امین
سه شنبه 1 اسفند 1391 10:19 ب.ظ
با سلام و سپاس از همراهیتون
با پست "چگونه میتوان عشق حقیقی را تشخیص داد؟(عشق یا شھوت...!!!)" بروزم
پاسخ happygirl : سلام
موضوع جالبیه حتما می یام
ممنون
لیلا
سه شنبه 1 اسفند 1391 02:48 ب.ظ
سلام مینوی عزیزم .دلم باست تنگ شده بود.ببخشید نبودم.
دختر شاد و دوست داشتنی
خیلی ممنون از این پست زیبات.
............................................
اگر چه به خیالت زندگی ناچیزم برتنه پر غرورت آویزان بود اما چشمان تبر تو راگرفته بود.ماندنی نبودیم تلاشت بیهوده بود.
پاسخ happygirl : سلام گلم
ممنون از حضورت عزیزم
ارین
سه شنبه 1 اسفند 1391 02:29 ب.ظ
وقتی خدا دستهایش را روی چشمانم گذاشت،
از لای انگشتانش، آن قدر محو تماشای دنیا شدم كه فراموش كردم منتظر است، نامش را صدا كنم ...
پاسخ happygirl : زیبا بود
ممنون
امین
سه شنبه 1 اسفند 1391 12:54 ق.ظ
سلام
عالی بود
"اگرچه به خیالت زندگی ناچیزم در دست تو بود ولی همین خیال واهی پرده ای بود بر چشمان واقع نگرت که فراموش کنی نشانه حیاتت من بودم".
مرسی که خبرم کردی
پاسخ happygirl : علیک سلام
ممنون
خوشحال شدم
شاد باشی
جمال
دوشنبه 30 بهمن 1391 10:54 ب.ظ
سلام
خوبی ؟
مرسی از حضور خوبتان
پاسخ happygirl : سلام
ممنون خوبم
خواهش می کنم
عاطفه
دوشنبه 30 بهمن 1391 10:54 ب.ظ
سلام مینو جونم
خوبی خانومی؟
میلاد امام حســــــــ ـن عسگری را تبریک می گم عزیز جان، ایشالا همیشه شاد باشی
داستانت بسیـــــــــ ـار زیبا بود همیشه آدم زندگیش به چیزهایی بسته هست که فکر می کنه اگه از خودش جداشون کنه خیلی قدرت داره و خیلی زرنگی کرده ولی این طور نیست این فقط یک فکر باطل هست.
کاش یکم از این وابسته ها را در زندگیمون می دیدم اونوقت همه چیز عالی می شد
ممنونم از پست زیبات عزیزم
ایام به کام
پاسخ happygirl : علیک سلام عزیزم
مرسی خوبم شکر...
آره واقعا ً...
عزیزمی [بووس]
♥ از جنس دلـــــــــ ♥
دوشنبه 30 بهمن 1391 10:51 ب.ظ
گناهی که پشیمانی بیاورد بهتر از عبادتی است که غرور بیاورد…
سلام مینو جونم ...
ولادت امام حسن عسگری رو بهت تبریک میگم.
پست نابی بود ... مرسی بابتش عزیزم. بوس گل گل
شاد شاد شاد باشی.


پاسخ happygirl : سلام گلم
مرسی
نابی از خودتِ
اولین جمله ات قشنگ بود ..مرسی
[بووس]
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
درباره وبلاگ
مرا عهدیست با شادی
که شادی آن من باشد
مرا قولیست با جانان
که جانان جان من باشد
به دستم داد آن سلطان
که بنویسم این فرمان
که تا تخت است و تا عهد است
او سلطان من باشد
اگر هشیار اگر مستم
نگیرد غیر از او دستم
واگر من دست خود خستم
هم او درمان من باشد

*************
برروی بوم زندگی
هرچه که می خواهی بکش
زیبا و زشتش پای توست
تصویر اگر زیبا نبود
نقاش خوبی نیستی
از نو دوباره رسم کن
تصویر را باور نکن
خالق تو را شاد آفرید
آزاد آزاد آفرید
پرواز کن تا آرزو
زنجیر را باور نکن

****************
5 قانون ساده شاد زیستن رو به یاد
داشته باشید:
1)قلبت را از نفرت آزاد کن
2) ذهنت را از نگرانی آزاد کن
3)ساده زندگی کن
4) بیشتر بخشش کن
5)کمتر انتظار داشته باش

*****************
یک هیزم شکن وقتی خسته میشه
که تبرش کند بشه ،
نه اینکه هیزمش زیاد بشه
یادتون باشه تبر ما آدمها باورهامونه
نه آرزوهامون!!!

*****************
شاد شاد باشیــــــد

/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\//\

پیامبر(صل الله علیه و آله) میفرمایند:

"هر کس در کتابی یا نوشته ای بر من صلوات بفرستد ( یعنی صلوات را بنویسد ) تا نام من در آن کتاب هست ملائکه برای او از درگاه حق طلب آمرزش می کنند."

اللهُم صّل علی محمّد و آل محمّد و عجل فرجهم

\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\//
چه قشنگ یک دوست توی بحران بهم گفت :
با خدا راحت باش.
به راحتی نفس کشیدن،
به راحتی آب خوردن.
خدا سخت نمی گیره.
پس خودت سختش نکن.
لا حول و لاقوه الا بالله...
(می نویسم تا یادم باشه همیشه ...)



» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

نمایش آی پی

بیست تولز