تبلیغات
دختران شاد - دیدار دوستان
چند وقتی بود سحری و حدیثی رو ندیده بودم ....
اگه بخوام دقیق بگم ، سحری رو از شب حرکت به شهر کرد ندیدم ..اون شب تولدش بود
و همه جمع خونه شون و شام و کیک .. خیلی صفا داد .. باعث شد سفر رو با انرژی مضاعف برم
خیلی برنامه واسه غافلگیری سحری توی تولدش داشتم ولی چون همون شب ، شبِ  حرکت سفرم بود نشد همه شون رو  اجرا کنم .. فقط یکیشون رو انجام دادم و اون این بود که سحری ما کمپوت گلابی خیلی دوست می دارد .. منم علاوه بر هدیه اصلی یه کمپوت گلابی گرفتم و توی یه کارتن بزرگ گذاشتم و کلی کادو پیچش کردم .. انتظار داشتم وقتی این کادو رو میدم بهش کلی جا بخوره ولی برعکس کلی خوشحال شد از همه هدیه ها بیشترررر.. کلی خندیدیم اون شب .....

حدیثی هم از یه هفته قبل از سفرم ندیده بودم ..ارتباط تلفنی داشتیم  و لی دلم برا دیدنشون لَک زده بودواسه همین امروز کیانپارس کار داشتم با هردوشون قرار گذاشتم و سه نفری رفتیم بیرون
وای که چقدر خندیدیم

بعد از اینکه خریدم رو انجام دادم 3 نفری رفتیم 24 تا سحری خانوم به کاراش برسه که به محض رسیدن به 24 برنامه عوض شد .. به بچه ها گفتم بریم یه جایی ..بستنی ، چیزی بخوریم
سحری خانووم ما گفت بریم جوانان .. گفتم سحری این جاهای جدید رو ولش کنم بریم همون سیب نقره ای خودمون ... ولی گفت که امتحان کردم بستنی هاش عالیه هستند
 ما هم رفتیم ..من آب طالبی سفارش دادم و سحر و حدیث بستنی
آقا چشمت روز بد نبینه .. بستنی هاش یه طعمی داشت  در حد تیم ملی افتضاح

کلی خندیدم .. یه خورده از آب طالبی رو ریختم توی ظرف بستنی سحری که شاید خوشمزه بشه .. یه اوضاعی بوووووود
آب طالبی- بستنی دستی درست کردیم
حدیث  هم که بستنی شو نتونست بخوره .. سحر گفت فایده نداره بریم همون سیب نقره ایی خودمون ..منم پایه ..
رفتیم سیب نقره ای و من بستنی مخصوص  سفارش دادم (این عکس رو حدیث جون گرفته .. ولی حدیث خانوم کیفیت دوربین گوشی من با اینکه مدلش پایین تره بهتره هااااااا
)
 

و سحری آب طالبی - بستنی و حدیث هم باقلوا گرفت .. یادش بخیر کوچولو که بودم با مامانم می رفتم بیرون همش باقلوا می خوردم
خلاصه اونجا سه تامون جایی برای خوردن نداشتیم ولی دیگه سفارش دادیم و مجبور شدیم تا انتها نوش جان کنیم ..
کلی عکس گرفتیم و خندیدم ...
راستی سحری برام لواشک آورده بود .. آخه دخترمون هنرمنده از هر انگشتش 10000000000 تا هنر می ریزه

دیگه لواشک درست کرده بود و واسه من هم آورده بود ..
اینم نمونه لواشک های دخترمون 




خلاصه وقتی از سیب نقره ای زدیم بیرون  حال هر سه تامون بد  بود
. گفتیم دیگه به خونه نمی رسیم .. آخه یکی نبود بگه بستنی نخورده ایین
ولی خداییش خیلی روز خوبی بود .. دلم براشون خیلی تنگیده بود ...کلی خندیدم و عکس گرفتیم و شاد بودیم ..


شـــــــــکـــــــــــــرت خـــــــــــــدا





طبقه بندی: روزی خاطره می شه، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 شهریور 1391 توسط happygirl | نظرات()
ssd
شنبه 9 دی 1391 10:41 ق.ظ
سلام شاد شاد باشیــــــد
پریسا
چهارشنبه 29 شهریور 1391 12:53 ق.ظ
سلام عزیزان ما که شاد نیستیم ولی وبلاگ شما رو خوندیم شاد شدیم لینکت کردم لینکم کن عزیزم
پاسخ happygirl : سلام
مرسی که لینک کردی ..
حداقل آدرس وبلاگتو می گذاشتی تا بتونیم لینکت کنیم ...
سحر
سه شنبه 21 شهریور 1391 09:11 ب.ظ
ما منتظر آپ بعدی هستیم هیچ جا نمیریم همین جا هستیم
پاسخ happygirl : من عاشق این جمله ات هستم :D
ابوالفضل
سه شنبه 21 شهریور 1391 08:32 ب.ظ
الهی که همیشه شاد باشی و غم رو نبینی...
پاسخ happygirl : مرسی ..انشالله
همچنین برای تو
حدیث
سه شنبه 21 شهریور 1391 10:19 ق.ظ
سلام
خوبی؟
آره دیروز خوب بود...
تا دلت م بخاد،
عکس به این صافی و
عکاس ماهرش کجا دیده بودید آخه؟؟؟
ولی جاتون خالی من اومدم خونه
حسابی خوردم دوباره...
ولی در حال ترکیدن شده بودم دیگه...
به ما که لواشک اندازه مژه های مورچه رسید...

ولی خوشمزه بود همونقدرشم،
مرسی سحرجان
شادباشی عزیزم
پاسخ happygirl : سلام به روی ماهت
دیروز فقط خووب بود!!! مثل اینکه هنوز دپرسی
بابا این همه با هم بودیم و خندیدم گفتم شارژی
فایده نداره باید زد تو رو :D
عزیزم عکاس که ماهره ولی کیفیت گوشیش پایینه عکسایی که برات بلوتوث کردم رو بذار رو سیستمت بعد با عکس خودت مقایسه کن :-p
می گم تو با ما نمی خوری بعد میری خونه تک خوری؟!!؟!؟ عجبا :D
الهی .. خودم برات لواشک می یارم .. آخه دیروز اصلا علاقه نشون ندادی .. گفتم حتما دوست نداری ...
سحر
دوشنبه 20 شهریور 1391 11:32 ب.ظ
سلام عرض شد آقا من حالم بده
آقا دیگه بستنی اینهمه نمیخورم آقا دیگه تسلیمم آقا آقا آقا

مینو جونم به داد سحری برس که از دست رفتتتتتتتتتتتتت

الان که دارم فکر میکنم میگم کاش بامیه هم خریده بودم تو دلم نمی موند ولی چه میشه کرد گذشته ها گذشته نباید غصه بخورم درست نمیگم؟؟؟

جوانان هم آبروی مارو برد ولی ناراحت نباش مینو جون یه جا سراغ دارممممم توپپپپ من میدونم که... دیگه مینو با من جایی نمیادددددد

راستی نظرت درمورد لفاشکم چی بود؟ این بهتره یا اون ؟ حالا اگه گفتی این و اون کدومه ؟

دستت سپاسسس امشب خیلی خوشحالیدیم تا باشه ازاین ولخرجیهاااا نه ؟



پاسخ happygirl : سلام به روی ماهت هنرمند :D

کلی شربت لیمو بخور تااز دست نری .. من که نتونستم شام بخورم :D

100%... غصه چیه عزیزم

می یام یه چیزی بهت میگم با این جای توپت هاااااا

لفاشکت عالی بوووووووووووووووووووووووود ... توووووووووپ بووووووووود ..

این سری خیلی بهتر از اون ترش مزه بود .. (هرچند اون ترش مزه جونم رو تو سفر نجات داد :D می دونی که :-P )

ولی هم مزه این سری رو دوست داشتم هم اون دفعه که از رب انار استفاده کرده بودی و ملس شده بود

آره پول که ارزش نداره .. چرک کف دسته ... شادیمون مهمه :x

حالا این چرکهای کف دستت رو بدش من دستات تمیز باشه مریض نشی یه وقت :D
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
درباره وبلاگ
مرا عهدیست با شادی
که شادی آن من باشد
مرا قولیست با جانان
که جانان جان من باشد
به دستم داد آن سلطان
که بنویسم این فرمان
که تا تخت است و تا عهد است
او سلطان من باشد
اگر هشیار اگر مستم
نگیرد غیر از او دستم
واگر من دست خود خستم
هم او درمان من باشد

*************
برروی بوم زندگی
هرچه که می خواهی بکش
زیبا و زشتش پای توست
تصویر اگر زیبا نبود
نقاش خوبی نیستی
از نو دوباره رسم کن
تصویر را باور نکن
خالق تو را شاد آفرید
آزاد آزاد آفرید
پرواز کن تا آرزو
زنجیر را باور نکن

****************
5 قانون ساده شاد زیستن رو به یاد
داشته باشید:
1)قلبت را از نفرت آزاد کن
2) ذهنت را از نگرانی آزاد کن
3)ساده زندگی کن
4) بیشتر بخشش کن
5)کمتر انتظار داشته باش

*****************
یک هیزم شکن وقتی خسته میشه
که تبرش کند بشه ،
نه اینکه هیزمش زیاد بشه
یادتون باشه تبر ما آدمها باورهامونه
نه آرزوهامون!!!

*****************
شاد شاد باشیــــــد

/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\//\

پیامبر(صل الله علیه و آله) میفرمایند:

"هر کس در کتابی یا نوشته ای بر من صلوات بفرستد ( یعنی صلوات را بنویسد ) تا نام من در آن کتاب هست ملائکه برای او از درگاه حق طلب آمرزش می کنند."

اللهُم صّل علی محمّد و آل محمّد و عجل فرجهم

\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\//
چه قشنگ یک دوست توی بحران بهم گفت :
با خدا راحت باش.
به راحتی نفس کشیدن،
به راحتی آب خوردن.
خدا سخت نمی گیره.
پس خودت سختش نکن.
لا حول و لاقوه الا بالله...
(می نویسم تا یادم باشه همیشه ...)



» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

نمایش آی پی

بیست تولز